غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
345
مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )
هم در اين سال علاء الدين خلاط و سُرمارى را از الملك الاشرف بستد و الملك الاشرف به غزاى شهر حصن منصور رفت و آنجا را مورد حمله قرار داد . و الملك الكامل شهر آمد را از فرمانرواى آن بگرفت و در عوض چند قريه از قراى شام به او داد . هم در اين سال مظفر الدين كوكبرى پسر زين الدين على كوجك صاحب اربل در ماه رمضان بمرد . جسد او را به مكه بردند و در آنجا به خاك سپردند . پس از او مردى به نام ابو المعالى محمد پسر نصر پسر صلايا از سوى خليفه المستنصر بر اربل امارت يافت . در سال 631 ناصر الدين محمود پسر القاهر پسر نور الدين صاحب موصل درگذشت و منشور امارت از سوى خليفه به نام بدر الدين لؤلؤ صادر شد و به نام او بر منابر خطبه سلطنت خواندند . در سال 632 سلطان علاء الدين شهر رها را محاصره كرد و آنجا را به جنگ بگرفت . سپس روميان به شهر در آمدند و سه روز شمشير در مردم نهادند و مسيحيان و مسلمانان را كشتند و ويرانى و تاراج بسيار كردند ، چنان كه مردم رها فقير شدند و ديگر صاحب هيچ چيز نبودند . همچنين كليساها را غارت كردند و هر چه كتاب و صليب و آلات زرينه و سيمينه بود با خود بردند . مردم حران كليدهاى قلعهء شهر را به آنها دادند و روميان آنجا را به صلح گرفتند . همچنين رقه و بيره را در تصرف آوردند . چون سپاه روم از آنجا بازگشت الملك الكامل قصد رها كرد و چهار ماه شهر را در محاصره داشت . سپس شهر را بگرفت و برجى بزرگ از برجهاى قلعهء شهر را ويران كرد و هر كه را از روميان در آنجا يافت بياورد و هر دو تن را بر اشترى سوار كرده و دست بسته به مصر فرستاد . در سال 633 تاتارها به شهر اربل تاختن آوردند و از آنجا به نينوا رفتند و بر كنار رود قريهء ترجلى و كرمليس فرود آمدند . مردم كرمليس گريختند و به كليسا پناه بردند . آن كليسا را دو در بود . مغولان به شهر در آمدند و بر هر در يكى از اميران را بنشاندند و از مردم خواستند كه از كليسا بيرون آيند . هر كس كه از يكى از درها بيرون مىآمد او را مىكشتند و هر كس كه از در ديگر بيرون مىآمد آن امير كه بر در